سفارش تبلیغ
صبا

فَتَقَبَّلَها رَبُّها بِقَبُولٍ حَسَن

بَدمستی!

می‌خورم امشب بر در و دیوار از بدمستی ای یار من
رطب لبهایت می‌خواهم تا بگشایی افطار من

سِتر عورت!

دی شیخ به فاحشه گفت پستی     هر شب به دامن دیگری هستی
گفت شیخا هر آن‏چه گویی هستم      آیا تو خود آن‏چه می‏نمایی هستی
---------------
منم آن شیخ که می‏نمایم به خداپرستی     و درون خلوت خود می‏شتابم سوی پستی

قُمار باز!

خنک آن قماربازی که بباخت هر چه بودش     بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر
-----------------
منم آن قمار بازی که بباخت هر چه بودش      بنماند هیچــم الا هوس قمار دیگر
-----------------
منم آن قمار بازی که به‏جز هوس ندارم     تویی آن بهانه‏سازی که به‏جز کرم نداری

 

همه جویند هلال و من ابرویت     همه گیرند روزه و من گیسویت
از میان این دوازده ماه تمام     یک ماه مبارک است و آن‏هم رویت

حاشیةالتحریر جنجالی:

خانم‏های محترمه و مکرمه نخوانند این‌را. حداقل آن عده که تنظیم خانواده پاس نکرده‏اند، بعد جای گله نباشد، (می‏دانم که می‏خوانند؛ چاره چیست!؟).

یکی از مشهورترین جلسات و مجالس مذهبی در تهران، مجلس حاج منصور ارضی در مسجد ارک میدان ارک تهران است، چه در محرم چه در ماه مبارک رمضان. دوستانی که شرکت کرده‏اند می‏دانند که در آخر مجالس وی، برای امر جهیزیه دختران دم بخت، کمک‏های مالی جمع می‏گردد. برادرِ بعد از من که همان بابای سید صالح باشد، چند سالی در صنف آرایشی بهداشتی خیابان ناصرخسرو کار می‏کرد، که اتفاقا همان شب آتش‏سوزی مسجد هم در حیاط مسجد بود. القصه این‏که این سید مهدی که دست ما را در شیطنت از پشت بسته، یکی از شب‏های ماه مبارک برای کمک به امر جهیزیه دختر خانم‏ها یک بسته حاوی روکش جلوگیری مردانه (condom) در کیسه کمک‏ها می‏اندازد!!! فردا شبش حاج منصور پشت میکرفون سربسته و بدون این‏که اسم چیزی را بیاورد، یک نهیبی می‏زند که آن‏هایی که چیزهای دیگر غیر پول می‏اندازند، حواس‏شان باشد! ما که شنیدیم، خندیدیم و ادخال سرور شد! بعدش هم کمی شوخی کردیم که دیگر نقلش جایز نیست. این تصویر را وبلاگ سه تفنگدار سمپادی‏ گذاشته بود. نگاه کنید که این سمپادی‏ها چقدر فکرشان خلاق است! (+).



  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده در  پنج شنبه 88/6/12ساعت  6:54 صبح  توسط  
      نظرات دیگران()


    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    والسلام!
    [عناوین آرشیوشده]