سفارش تبلیغ
سرور مجازی ‌هاست ایران

وَالْوَزْنُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ

یکم: در آیه هشتم سوره مبارکه اعراف آمده: «وَالْوَزْنُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ فَأُوْلَـئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (میزان [ سنجش اعمال ] در آن روز حق است ; پس کسانى که اعمال وزن شده آنان سنگین و با ارزش باشد ، رستگارند.) می‏توانید به تفسیر آیه مراجعه کنید تا متوجه شوید مراد از حق که همان میزان اعمال باشد چیست. تفسیر نمونه(+). حال حدیث معروف پیامبر رحمت که فرمودند: «علی مع الحق و الحق مع علی» را بگذارید کنار این آیه. دیگر از این واضح‏تر و آشکارتر نمی‏شود.

دوم: حال برویم سراغ کلام امیرالمومنین علیه‏السلام. خطبه 209 نهج البلاغه در عین کوتاهی خطبه‏ای آموزنده و پربار است. متن خطبه چنین است:

و من کلام له علیه السلام بِالبَصْرَةِ وَ قَدْ دَخَلَ عَلَى الْعَلاءِ بنِ زِیادٍالْحارِثِی وَ هُوَ مِن اءَصْحابِهِ یَعُودُهُ،فَلَما رَاءى سَعَةَ دارِهِ قالَ: «مَا کُنْتَ تَصْنَعُ بِسِعَةِ هَذِهِ اَلدَّارِ فِی اَلدُّنْیَا وَ أَنْتَ إِلَیْهَا فِی اَلْآخِرَةِ کُنْتَ أَحْوَجَ وَ بَلَى إِنْ شِئْتَ بَلَغْتَ بِهَا اَلْآخِرَةَ تَقْرِی فِیهَا اَلضَّیْفَ وَ تَصِلُ فِیهَا اَلرَّحِمَ وَ تُطْلِعُ مِنْهَا اَلْحُقُوقَ مَطَالِعَهَا فَإِذاً أَنْتَ قَدْ بَلَغْتَ بِهَا اَلْآخِرَةَ فَقَالَ لَهُ اَلْعَلاَءُ یَا أَمِیرَ اَلْمُؤْمِنِینَ أَشْکُو إِلَیْکَ أَخِی عَاصِمَ بْنَ زِیَادٍ قَالَ وَ مَا لَهُ قَالَ لَبِسَ اَلْعَبَاءَةَ وَ تَخَلَّى عَنِ اَلدُّنْیَا قَالَ عَلَیَّ بِهِ فَلَمَّا جَاءَ قَالَ یَا عُدَیَّ نَفْسِهِ لَقَدِ اِسْتَهَامَ بِکَ اَلْخَبِیثُ أَ مَا رَحِمْتَ أَهْلَکَ وَ وَلَدَکَ أَ تَرَى اَللَّهَ أَحَلَّ لَکَ اَلطَّیِّبَاتِ وَ هُوَ یَکْرَهُ أَنْ تَأْخُذَهَا أَنْتَ أَهْوَنُ عَلَى اَللَّهِ مِنْ ذَلِکَ قَالَ یَا أَمِیرَ اَلْمُؤْمِنِینَ هَذَا أَنْتَ فِی خُشُونَةِ مَلْبَسِکَ وَ جُشُوبَةِ مَأْکَلِکَ قَالَ وَیْحَکَ إِنِّی لَسْتُ کَأَنْتَ إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَى فَرَضَ عَلَى أَئِمَّةِ اَلْعَدْلِ أَنْ یُقَدِّرُوا أَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَةِ اَلنَّاسِ کَیْلاَ یَتَبَیَّغَ بِالْفَقِیرِ فَقْرُهُ » (و از سخنان آن حضرت است. در بصره امام به خانه علاء پسر زیاد حارثی که از یاران او بود رفت تا حال وی بپرسد، چون فراخی خانه او را دید فرمود: «سرایى به این فراخى در دنیا به چه کارت مى آید و حال آنکه ، در آخرت نیازت بدان بیشتر است . البته اگر بخواهى ، با همین خانه به خانه آخرت هم خواهى رسید، هرگاه در آن مهمانان را طعام دهى و خویشاوندان را بنوازى و حقوقى را که به گردن توست ادا کنى . بدینسان ، به خانه آخرت هم پرداخته اى . علاء گفت : یا امیرالمؤ منین از برادرم ، عاصم بن زیاد به تو شکایت مى کنم . على علیه اسلام پرسید : او را چه مى شود. علاء گفت : جامه پشمین پوشیده و از دنیا بریده است . على علیه السلام گفت : او را نزد من بیاورید. چون بیاوردندش ، فرمود اى دشمن حقیر خویش ، شیطان ناپاک خواهد که تو را گمراه کند. آیا به زن و فرزندت ترحم نمى کنى پندارى که خدا چیزهاى نیکو و پاکیزه را بر تو حلال کرده ولى نمى خواهد که از آنها بهره مند گردى تو در نزد خدا از آنچه پندارى پست تر هستى . عاصم گفت : یا امیرالمؤ منین تو خود نیز جامه خشن مى پوشى و غذاى ناگوار مى خورى على علیه السلام در پاسخ او فرمود: واى بر تو. مرا با تو چه نسبت. خداوند بر پیشوایان دادگر مقرر فرموده که خود را در معیشت با مردم تنگدست برابر دارند تا بینوایى را رنج بینوایى به هیجان نیاورد و موجب هلاکتش گردد.»).

بخش اول سخن مباحثی اخلاقی است و این‏که چگونه می‏توان دنیا را پل و وسیله‏ای برای آخرت خود قرار داد. امام علیه‏السلام سپس در باب امرار معاش مطالبی را با لحنی نسبتا تند به مخاطب خویش می‏فرمایند، مخاطب به‏جای این‏که سمعا و طاعتا بگوید، در برابر کلام امام موضع‏گیری می‏کند؛ سپس امام باز هم با لحنی تند به او پاسخ می‏دهند که این پاسخ بیش‏تر ناظر به عده‏ای خاص از افراد می‏شود که همانا پیشوایان جامعه هستند و امام نحوه زندگی ایشان را در این جمله کاملا ترسیم می‏کنند. ایشان زندگی در حد مردمان فقیر را برای پیشوایان عادل لازم می‏دانند، تا مباد مردم سر به طغیان برآورند، به عبارت دیگر این نوع زندگی شرط عدالت برای پیشوایان جامعه است و در غیر این‏صورت عدالت ایشان، اگر هم نگوییم ساقط می‏شود حداقل با مشکل مواجه می‏شود. با این کُد و رمزی که امیر کلام و بیان نشان داده‏اند تشخیص عادل از غیر عادل در بین پیشوایان کار سهلی خواهد بود.

افراد تا وقتی‏که مسولیتی بر گردن‏شان نیست می‏توانند مثل باقی مردمان زندگی کرده و در شان خود بپوشند و بخورند و تفریح کنند؛ اما به محض این‏که مسولیتی بر گردن‏شان نهاده شد عواقب آن نیز بر گردن‏شان خواهد افتاد. مسئول را از این‏رو مسئول نامیده‏اند که مورد سوال واقع می‏شود، یا از جانب مافوق یا از جانب مردم و یا از جانب خدا و هر چه این مسولیت سنگین‏تر و محدوده گسترده‏تری داشته باشد سوال نیز سخت‏تر خواهد شد.

پیش از هر انتخابات در کشور بسیار از وظیفه و حضور مردم در پای صندوق‏های رای می‏شنویم، مردم نیز در هر مرحله وظیفه خود را به خوبی به پایان رسانیده‏اند، اما پس از انتخابات چه؟ پس از انتخابات چرا کمتر صحبتی از وظیفه منتخبین می‏شود؟  آیا منتخبین نمی‏دانند که در برابر تک تک این آراء مسئول بوده و باید پاسخ‏گو باشند؟ آیا نمی‏دانند مدیون این آراء خواهند بود؟ آرایی که حق‏الناس محسوب می‏شود و فردای قیامت حسابی مشکل‏ساز می‏گردد. واقعا تحمل این مسئولیت‏ها خیلی جگر می‏خواهد که نمی‏دانم آقایانی که پذیرفته‏اند جگرش را دارند یا خیر؟ الله اعلم! پیام جامع و کامل رهبری به مجلس هشتم را مطالعه فرمایید که چه زیبا تمام نکات و وظایف نمایندگی را در خود گنجانده(+)

این‏جاست که آدم باید بنشیند و محاسبه کند که چقدر با حق مطابقت دارد. فتأمل.

سوم: گفتن‏اش سخت است اما می‏گویم؛ امام را گوشت قربانی کرده‏اند و هر کسی به وسع خود قسمتی بر می‏دارد.برخی گوشت‏اش را مزه مزه می‏کنند، هر وقت دوست داشته باشند می‏بلعند و هر وقت به مزاج‏شان خوش نیاید تُف می‏کنند! این یعنی همان نگاه کاریکاتوری به اندیشه‏های امام راحل(+).

حاشیةالتحریر:

1. دوران کودکی ما با نوای «مَمّد نبودی ببینی...» عجین گشته. به‏واسطه این‏که نامم «محمد» بود-هنوز هم هست- مرا «مَمّد نبودی» صدا می‏کردند، من هم تا سال‏ها فکر می‏کردم «نبودی» صفتی است برای اسمم! تا این‏که بزرگ شدم و فهمیدم معنایش چیست. با این‏حال صفت با مسمایی بود و حس نوستالوژیک دارد برایم. قبلا عکس سابقه زندانم را برای‏تان گذاشته‏ام، این‏هم سابقه مبارزه مسلحانه حقیر در دوران هشت سال دفاع مقدس!

 

2. پنج‏شنبه رفتیم زیر تیغ جناب حاجم، هم‏او که حجامت می‏کند. دروغ نگویم حدود خون یک گنجشگ یا شاید هم خون یک کفتر ازم رفت -واحد اندازه‏گیری خون هم مشخص شد- یعنی این‏که یا غلظت خون دارم یا کم خونی، اولی که مردود است و دومی قریب به یقین. جناب حاجم باشی «فالوده سیب» تجویز کردند، بدین ترتیب که یک کیلو سیب سرخ رنده کرده با حدود ربع کیلو عرق بیدمشک و دو قاشق عسل مخلوط کرده و صبح به صبح یک لیوان ناشتا می‏خورید. برای کمبود آهن هم پیشنهاد کردند به یک سیب چندین میخ بکوبید و یک روز بماند و بعد سیب را بخورید البته بدون میخ‏ها! بدین ترتیب آهن‏اش جذب سیب می‏شود و مرتب این را تکرار کنید، به‏جای این‏هم می‏توانید نعل اسب تهیه کرده و در خورشت بیاندازید و خورشت‏تان خوب آهنی بشود-نخندید، این‏هاخواص فلزات است که به طور طبیعی استفاده شود بهتر از قرص‏های شیمیایی‏اش است-. در باب ظرف و دیگ و قابلمه هم توصیه به قابلمه مسی شد که بعید می‏دانم به راحتی گیر بیاید و در عوض نهی از استفاده از ظروف تفلن. نکته‏ای که اشاره کردند در باب همین لوازم منزل حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها بود که از مس بود و به تعبیر ایشان عصمت ایشان در همه زمینه‏ها بود حتی شامل این ریزه‏کاری‏های زندگی هم می‏شد. در ضمن این اواخر از مضرات چای بسیار شنیده‏ام و این‏که به جایش از دم‏کردنی‏های گیاهی مثل «گل گاو زبان» و... استفاده شود. ما که معتاد شدیم رفت، شما به فکر خود باشید. در ضمن چهارشنبه و بعد از ظهر جمعه حجامت نکنید که اگر مُردید گردن خودتان است. بهترین فصل هم برای حجامت پاییز است، حدود دو هفته دیگر یعنی ایام حزیران هم سفارش شده.

3. این خبری که به زبان عربی در لینک‏های روزانه وبلاگ هست را خوانده‏اید؟(+) آدم شرمش می‏شود که باز گو کند. الأمان الأمان من فتن آخرالزمان!

4. این‏هم سایت جالب‏ناک خلیج عربی!(+)



  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده در  جمعه 87/3/10ساعت  10:47 عصر  توسط  
      نظرات دیگران()


    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    والسلام!
    [عناوین آرشیوشده]