سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

اس ام اس ، ابوعلی ، استخاره ، قم ، پوشیه ، مرگ !

یکم)لابد برای شما هم پیامهای کوتاهی با این مضامین آمده:«چهارده صلوات هدیه کن به امام زمان و برای چهارده نفر بفرست تا خبر خوبی بشنوی،کوتاهی نکن»و یا«هشت بار بگو یا امام رضا و برای هشت نفر بفرست تا آخر هفته خبر خوشی به تو می رسد،بی توجهی نکن»بعضی ها هم چنان آدم را در مضیغه قرار می دهند که هم تحریک و هم مجبور شوی که همین را برای دیگران را هم بفرستی.نمی دانم چطور هم حساب می کنند که آخرش این صلواتها چند ملیون می شود؟یکی نیست بگوید بابا جان،آخر آن ذکرهایی که سفارش شده که فلان تعداد بگویید و حاجت بگیرید که گوتره ای و روی هوا که نبوده،آنها برای خودش حساب و کتابی دارد .حالا ما از کجا در آورده ایم این ذکرها را نمی دانم؟-یحتمل آخرش به انگلیسها برسد!-تازه نمی دانم از طرف چه کسی هم وعده خبر خوش می دهیم به خلق الله؟طرف هم اذکار را بفرستد و ببیند خبری از خبر خوش نشد،می شود حکایت همان صندوق صدقات خراب!.خدایی این کار برای چیست؟برای ترویج صلوات است؟یا اینکه به خودمان عنایتی شود؟یا برای حاجت گرفتن و...؟نشود حکایت همان جمله معروف که «شهدا را یاد کنید حتی با یک صلوات!»حالا انگار شهدا محتاج یک صلوات ما هستند.
می دانم الان برخی می گویید که اصل نیت و دل افراد است،در این که بحثی نیست،چه بسا کسی با یقین و معرفت و اخلاص و...یک «بسم الله» بگویید و درهای بسته به رویش باز شود،و یکی هم بی معرفت و سرسری ده هزار مرتبه فلان ذکر را بگوید و آخرش هم خبری نشود.روی صحبت فعلا با این پیامهای من درآوردی است.(کم کم هم دارد به محیط مسنجر کشیده می شود)

دوم)چند وقتی است یک شبکه ماهواره ای لبنانی شبها به صورت مستقیم برنامه فردی به نام«ابوعلی...»را پخش می کند.این فرد عراقی،نجفی،و شیعه دو آتیشه ای است،و کاملا مومن و با سواد نشان می دهد.ویژگی وی آشنایی به علوم غریبه و ارتباط با اجنه است.برنامه نیز بدین صورت است که شما تماس می گیرید-البته اگر با اشغال بودن تلفن توانستید،تازه دستگاه شماره را ثبت می کند و خودشان بعد تماس می گیرند-نام خود،مادر و اشخاصی که لازم باشد را می گویید،او نیز روی کاغذ می نویسد و بعد به قول خودش خط خطیهایی روی کاغذ می کشد،و بعد مشکل تماس گیرنده را اعم از جسمی،روحی،فکری و...اعلام می کند و برایش راه حل می دهد.ممکن است به برخی ذکر یا سوره هایی را بدهد،به برخی ترکیب گیاهی دهد، برخی نیز اگر حالشان ناجور باشد برایشان حجاب(جدولهای مربع،مخمس،مسدس و...که درونشان اعدادی را با چینش خاصی می نویسد)رسم می کند.
همانطور که گفته شد اینکار را با کمک و استفاده از اجنه انجام می دهد.شدیدا هم با سحر و جادو مخالف است.ما فعلا در راست و یا دروغ بودن این شخص کاری نداریم.اما وجود علوم غریبه را نمی توان انکار کرد، علومی که می توان با طی مراحل و تمرین و ممارست مثل هر علم دیگری آموخت،حالا یا مثل مرتاضهای هندی با ریاضت جسمی و...یا به طرق عرفانی و معنوی مثل چله نشینی و...ولی خوب اینکار هم اهلش را می خواهد و هم مطمئنا باید زیر نظر استاد فن باشد-حالا هوس نکنید بروید سراغش-.
برادرم می گفت یکی از دوستان مشترکمان که طلبه بود و ملبس شد و چند ماهی هم به نجف رفته بود و خوب هم عربی محلی آموخته بود،یکبار بالای پشت بام می رود تا برخی از اوراد را بنویسد،بنده خدا می نویسد،ولی...اشتباه و جابجا.چشمتان روز بد نبیند،حالا مگر اجنه عزیز دست از سرش بر می دارند؟
چندی پیش هم گذرم به ناصرخسرو افتاد،بساط داروهای کمیاب تقریبا جمع شده،ولی کتابهای کمیاب همچنان پیدا می شود.نوجوانی کتابهای دایی دعانویسش را بساط کرده بود.از فال قهوه بگیرید تا کتابهای شیخ بهایی و تعلیم دعانویسی و علوم غریبه و...ارزانترینش هم همان فال قهوه بود دوهزار تومان، گرانترینش هم می گفت سی و پنج هزار تومان مشتری داشته که نداده.
اینها را گفتم که چه؟اگر فردی متبحر در این علوم است،لطفا خبر دهد که به کمکش نیاز داریم.

سوم)شنبه رفته بودم قم.اول برای عرض ادب خدمت عمه جوان،بعد هم استخاره برای دو موضوع.استخاره های مهم را می روم نزد جناب سید مرتضی موسوی اصفهانی-ایشان نیز یک جورهایی نجفی است-استخاره ایشان در قم بسیار معروف و معتبر است،و یکی از همان آیتهای الهی هستند که فعلا قدرش را نمی دانیم.استخاره شان هم اینچنین است که نگاهی به شما می کند،مصحف مبارک را باز می کند یک نگاه می کند و موضوعتان را برایتان توضیح می دهند که چه کنید،به خوب،متوسط،بد هم اکتفا نمی کند، برای مثال یکبار یکی از دوستان می خواست دسته چک بگیرد،گفت ناگهان مردد شدم،رفتم و استخاره گرفتم،ایشان در جواب گفت:به کسی امضا نده-جواب استخاره های من بماند-.
از خصلتهای مهم اخلاقی ایشان مردمی بودن و رفتار عادی با مردم،در عین کراماتی که دارند است،وبخاطر همین بسیار لذت می برید.
حالا دوستان قمی نگویند این چیزها در قم زیاد است و برایمان عادی شده،ما هم در تهران داریم ولی رو نمی کنیم که،ما بزرگانمان را گذاشته ایم به عنوان ضدزلزله!!!

حالا شما پیدا کنید رابطه سه مطلب فوق را،فهمیدید به من هم بگویید.

حاشیةالتحریر:

برای چون منی که با قم بسیار ارتباط داشته و بعضا دارم-شک نکنید لطفا!طلبه نیستم-حواشی قم!در یک پست جا نمی گیرد،همین سفرنامه تقریبا نصف روز را هم بخواهم بنویسم کلی طول می کشد،فعلا هم دلیلی برای نوشتن نمی بینم.اما چند نکته برای خالی نبودن عریضه:

1)نمی دانم چرا قم مرا یاد نجف می اندازد-دقت کنید در این پست چند بار نام نجف تکرار شد!از طرفی من تا حالا اصلا به عراق نرفته ام!فقط بر اساس شنیده ها و تصورات می گویم-برخی فکر می کنند نجف و یا قم در همان چهار خیابان اطراف حرم و عمامه های سیاه و سفید خلاصه شده!-گر چه قدرت اصلی در شهر همین ها هستند،واتیکان اسلامی است دیگر!-اما همانطور که تهران بالا پایین دارد،قم هم دارد.مثلا بلوار امین و خیابانها و مناطق اطراف آن مثل سالاریه و...حکم جردن-آفریقای فعلی-و الهیه و سلطنت آباد-پاسداران فعلی-را در تهران دارد،ساکنینش هم مشخص است از چه طبقه ای هستند.خیابان معروف صفائیه حکم خیابان ولیعصر و میدان هفت تیر-مراکز خرید-را دارد.اطراف حرم،خیابان ارم،چهارمردان،چهارراه بازارو...حکم مناطق مرکزی شهر و اطراف بازار تهران را دارد.محلاتی مثل نیروگاه-آنطرف رودخانه-حکم نازی آباد و کیانشهر را دارد-متوسط-.محلاتی چون چال کاظم(نوبهار)که رئیس جمهور هم ظاهرا از آن بازدید کرده بود،حکم زور آباد و خانی آباد را دارد.حاشیه شهر قم هم مثل محلات جمکران که بعضا افاغنه در آن ساکن هستند،حکم حاشیه های زیر خط فقر تهران را دارد.
خلاصه در این شهر همه جور آدم و همه جور چیز یافت می شود،فقط چشم بصیرت می خواهد.نصفش که چه عرض کنم بیشترش زیر زمین است-چون در اغلب خانه ها از زیر زمین استعمال می شود-

2)ما گفتیم بعد از پست حواشی مشهد!الان که به قم برویم با سیلی از خانمهای پوشیه ای و روبنده ای مواجه می شویم!-هه!به همین خیال باش!-فکر کنم به اندازه انگشتان یک دست هم پوشیه ای ندیدم،آنها هم که دیدم بیشتر از اعراب بودند.ما ز یاران چشم یاری داشتیم!سرکار خانم محترمه،برای بار دوم عرض می کنم!بعضی هایتان خیلی نور بالا می زنید!!در آن روز روشن نورتان چشم برخی را اذیت می کند-نگویید من چقدر چشم چران هستم!نمی توانم که چشم بسته رانندگی کنم-.بزرگواران!نه به خاطر احتمال گناه ما مردها!بلکه بخاطر خدا،و بعد بخاطر خودتان هم که شده،برای اینکه چشمتان نزنند، پوشانید.
پسر نوجوان نسبتا خوش صورتی که مشکل چشم داشت به همراه خانواده آمده بود برای استخاره عمل چشمش.سید موسوی بعد از اتمام استخاره ها که با آنها صحبت می کرد،می گفت چشم دخترها روی ایشان اثر کرده،و برایش مشکل ساز شده.اون که پسره چشم میخوره!وای به حال شما.
باور کنید اینچنین شخصیت بسیار متعالی و والاتری هم پیدا می کنید،آن وقت است که یک تسبیح صلوات برایتان نذر کردن ارزشش را دارد-یکی از دوستان در پست حواشی مشهد!نظر گذاشته بود که من هر وقت یکی از این خانمها را می بینم یک تسبیح صلوات نذرشان می کنم،نظر جالبی بود،حتما بخوانید-حالا شما از دست ندهید این صلواتهای مفتی،مجانی را!

3)دوشنبه جلسه ای رفتم که تلنگری زد بر قلب خفته ام.موضوعش یاد مرگ و اثراتش بود.اگر بشود ان شالله بعد در باره اش بنویسم.

4)سوره مبارکه انبیاء از وبلاگ در حال پخش است.

5)ببخشید طولانی شد.



  • کلمات کلیدی :
  • نوشته شده در  سه شنبه 85/9/7ساعت  11:26 صبح  توسط  
      نظرات دیگران()


    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    والسلام!
    [عناوین آرشیوشده]